جستجو

تبلیغات



دیگه حال و حوصله هیچی و هیچی رو ندارم خدا!

    بيا اي مرگ امشب راحتم کن سخت دلگيرم
    ملول از ننگ هستي هستم و از زندگي سيرم

    اگرجان از تن انسان چو بيرون رفت ميميرد

    ندارم جاني اندر تن چرا آخر نميميرم


    گريزاني چرا اي مرگ اي صياد دام افکن

    شکارآمد به پاي خود چه غم داري بزن تيرم


    بيا دستم به دامان تو دستم را بگير امشب

    وگرنه انتقام زندگي را از تو مي‌گيرم


    بيا و دست بردار اي فلک از بازي جانم

    ورق برگشت بازنده تويي در دور تقديرم


    اگرچه عمر کوتاهم براي عاشقي کم بود

    بيا اي زندگي بگذر دم آخر زتقصيرم
    این مطلب تا کنون 69 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 20 بهمن 1389
    منبع
    برچسب ها : زندگي ,
    دیگه حال و حوصله هیچی و هیچی رو ندارم خدا!

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 6 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر