خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





دیگه حال و حوصله هیچی و هیچی رو ندارم خدا!

    بيا اي مرگ امشب راحتم کن سخت دلگيرم
    ملول از ننگ هستي هستم و از زندگي سيرم

    اگرجان از تن انسان چو بيرون رفت ميميرد

    ندارم جاني اندر تن چرا آخر نميميرم


    گريزاني چرا اي مرگ اي صياد دام افکن

    شکارآمد به پاي خود چه غم داري بزن تيرم


    بيا دستم به دامان تو دستم را بگير امشب

    وگرنه انتقام زندگي را از تو مي‌گيرم


    بيا و دست بردار اي فلک از بازي جانم

    ورق برگشت بازنده تويي در دور تقديرم


    اگرچه عمر کوتاهم براي عاشقي کم بود

    بيا اي زندگي بگذر دم آخر زتقصيرم
    این مطلب تا کنون 27 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : زندگي ,
    دیگه حال و حوصله هیچی و هیچی رو ندارم خدا!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده