خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خدایا تو قلب مرا می خری؟


    دلم را سپردم به بنگاه دنیا
    و هی آگهی دادم اینجا و آنجا
    و هرروز
    برای دلم
    مشتری آمد و رفت
    و هی این و آن
    سرسری آمد و رفت
    ولی هیچکس واقعا
    اتاق دلم را تماشا نکرد
    دلم،قفل بود
    کسی قفل قلب مرا وا نکرد
    یکی گفت:
    چرا این اتاق
    پر از دود و آه است
    یکی گفت:
    چه دیوارهایش سیاه است!
    یکی گفت چرا نور اینجا کم است
    و آن دیگری گفت:
    و انگار هر آجرش
    فقط از غم و غصه و ماتم است!
    و رفتند و بعدش
    دلم ماند بی مشتری
    و من تازه آن وقت گفتم:
    خدایا تو قلب مرا می خری؟
    و فردای آن روز
    خدا آمد و توی قلبم نشست
    و در را به روی همه
    پشت خود بست
    و من روی آن در نوشتم:
    ببخشید،دیگر
    برای شما جا نداریم
    از این پس به جز او
    کسی را نداریم

    "عرفان نظرآهاری"


    این مطلب تا کنون 13 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    خدایا تو قلب مرا می خری؟

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده